histats.com

07:59

چهارشنبه 13 بهمن 1395
یادداشت بعد، تعمدا با تاخیر، منتشر شده بود
کوریون , پاژ

07:58

چهارشنبه 13 بهمن 1395
نشین از اونایی که دماغ شونُ که عمل میکنن بهش میگن بینی، نشین از اونایی که پشت شون که گرم شد، به شونۀ روزهای بدبختی هاشون میگن هر جایی، نشین از اونایی که آدمی که سیگار می کشیده باهاتون، یه روز بشینه و سیگار بکشه براتون
کوریون , اکتاو آبی

07:57

چهارشنبه 13 بهمن 1395
مثل فوم شیر بود، سرگل پنبه؛ نرم و سفید، رو لبت میموند وقتِ بوسیدن، نصفِ صورتی ناخن هاش سفید میشد وقتی، انگشتاتُ اونطوری فشار میداد، چش هاش اشکی بود؛ از این اشک حلقه ای ها، یجوری نازک بود پوست تنش، که نبض خون توی رگ هاشُ میشد دید، انگشتمُ که ول کرد، تو دلم بهش گفته بودم که تو هم یاد میگیری یه روز، یاد میگیری که اینطوری نخندی به غریبه ها؛ نذاری ماچت کنن، تو هم آخرش دندون در میاری، تو هم آخرش میدری، تو هم یه روزی آخرش، ریملِ خیست؛ سُر میخوره رو گونه هات
کوریون , اولئک الحشاشین

07:56

چهارشنبه 13 بهمن 1395
لب نداشت، مثل این بود که یکی لبۀ کند چاقو رو، گذاشته باشه رو لُپ هات
کوریون , اولئک الحشاشین

07:55

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تسخیر تمامی قلب دیگری ممکن نیست، و این حقیقت هولناکی ست که عاقبت یک روز، قلب تو را از کار خواهد انداخت
کوریون , جماهیر

07:54

چهارشنبه 13 بهمن 1395

مردا همشون کثافتن! این یعنی زنا همشون پتیاره ان؟ حرف دهنتُ بفهم! خب آخه مرد که بدون پتیاره هاش کثافت نمیشه، خب که چی؟! دارم میگم ما به ازای هر مرد کثافتی یه زن پتیاره هم هست، اگه همه شون کثافت باشن یعنی.. زر میزنی عزیزم! یدونه پتیاره هم واسه همه تون بسه! خب اینی که میگی فقط محال نیست، یعنی چی؟! یعنی اگه فرضُ بر این بذاریم که مردها همشون کثافتن، باز هم با یه احتمال نزدیک به کم، میشه گفت زنا همشون پتیاره ان، گمشو بابا! خب دارم تحلیل میکنم حرفتُ.. من الان تحلیل می خواستم؟! فکر نکنم..ببینمت.. میگم ببینمت! قهر میکنی چرا.. کی میری؟ بتو چه! کی میری؟ یکشنبه! باشه.. باشه؟! چی بگم خب.. هیچی! فقط خفه شو!

کوریون , جیران

07:53

چهارشنبه 13 بهمن 1395
وسوسه ات را تن می کنم، به خیابان می دوم، می ایستم، بغض می کنم، تمام شهر؛ تو را پوشیده
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:52

چهارشنبه 13 بهمن 1395
یه جوری از دست رفت که پاشنه اش دیگه، پرز فرشُ ندید، حالا ولی وایستاده، انگشت اشاره گرفته سمت من، آدم گاهی می مونه، نمی فهمه تو این روزهایی که از عمرش مونده، باید به پرز فرش ها نیگا کنه؛ یا به انگشت های اشاره شون
کوریون , صلوات ختم کن

07:51

چهارشنبه 13 بهمن 1395
زن تن پوش عاریه تن می کرد، مرد باسِ فیکِ راه راه می پوشید
کوریون , پاژ

07:50

چهارشنبه 13 بهمن 1395
ای بلندِ عمود تور، در موسم هراس مرغابی
کوریون , پاژ

07:49

چهارشنبه 13 بهمن 1395
دلم یجوریه، انگار برق ها رفته، یه گوشه اش بخاری نفتی روشنه
کوریون , اکتاو آبی

07:48

چهارشنبه 13 بهمن 1395
زنِ یکشنبه های غم انگیز، دست روی سینه می گذاشت، تعظیم می کرد و نمی دانست یکتایی، تمام هفته نقش اول، تمام عمر نقش آخر آن مرد بود
کوریون , مارمالادسن

07:47

چهارشنبه 13 بهمن 1395
من اسکادران نمی فرستم، ردیفِ کشتی و توپ، هنگ هنگ سرباز، یه پری می فرستم؛ بیهوش روی تخته، سرگردون روی آب، با همون ساحلتُ فتح میکنم، با همون شهرتُ غارت می کنم، این خوبه که بدونیش، که اگه دست به قبضه نمیبرم، اگه نزدیک شمع، پرگارم روی نقشه نمی چرخه، از هیبت شهر تو نیست، ترس سیاه لشگر تو نیست، دیشب، افسونگرم توی چادر بود، زمانم بوی ته میداد، وگرنه یادت مینداختم اون بار، چیجوری فرمانرواشُ ورداشته بودم، تو رو چیجوری گذاشته بودم جای اون
کوریون , مزامیر ورشو

07:46

چهارشنبه 13 بهمن 1395
آیا فکر می کند که بیهوده رهایش کردیم؟ بله آقا، دقیقا داشتیم به همین فکر میکردیم
کوریون , صحاری

07:45

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تو میتونی بروفن خوبی باشی، اما لطفا سعی نکن، نقش سفالکسینُ برام بازی کنی!
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:44

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تا حالا صدای نبضتُ از زیر بالشت شنیدی؟ میخوام بگم خونه اینجوری ساکت بود اون روز، انگار بعد از ساعت استخر نشسته باشی رو صندلی و بوی کلر پیچیده باشه تو دماغت
کوریون , صحاری

07:43

چهارشنبه 13 بهمن 1395
کارتونی بود واسم، پوستری حتی؛ از اونا که آدم دبیرستانی که بود می چسبوند درِ کمدش
کوریون , سیگار، الکل، شیرکاکائو

07:42

چهارشنبه 13 بهمن 1395
بارون خوبه نه؟ -تنها چیز خوبیه که مونده
کوریون , سیگار، الکل، شیرکاکائو

07:41

چهارشنبه 13 بهمن 1395
یه جوری نیگام نکن که انگار من خیست کردم، من جا گذاشتم چترتُ، من یادم رفته سلسله جبالِ خبر صبح رادیو رو، یه جوری نباش که وانمود کنم انگار، یادم نیست، من بودم که تن دادم، من بودم؛ که نمونده بودم
کوریون , اکتاو آبی

07:40

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تاراج کن مرا، دکمه به دکمه
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:39

چهارشنبه 13 بهمن 1395
قشنگ دلم می‌خواد برم، بگیرم یه هفته بخوابم بعدش، بعد بیدار شم، کامل حالتش حسش یادم رفته باشه
کوریون , سیگار، الکل، شیرکاکائو

07:38

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تهش مرگه که ته غم آدمی مثل منه، بیشتر از این هم نمیشه هیچ وقت
کوریون , سیگار، الکل، شیرکاکائو

07:37

چهارشنبه 13 بهمن 1395
من هنوز هم می تونم وسط اون همه گریه بخندونمت، این گزاره اون قدر ساده ست، که نتونی مصداقِ دوست داشتن بدونیش
کوریون , اکتاو آبی

07:36

چهارشنبه 13 بهمن 1395
یا هیچ چیزی رو قبول نداشته باشید، یا مطلقا به قبول داشتن چیزی فکر نکنید
کوریون , جماهیر

07:35

چهارشنبه 13 بهمن 1395
پونز یا پونژ، همیشه باید، چیزی فرو می رفت، توی نقشه های سرم
کوریون , پاژ

07:34

چهارشنبه 13 بهمن 1395
«معمولیِ جالب»
کوریون , ظلّ اللّه

07:33

چهارشنبه 13 بهمن 1395
«تو منو یادِ هولدن کالفیلد میندازی؛ اونجایی که کنارِ حوض و آبنما تو اون پارک تو سرما سگ لرزه می زنه»
کوریون , ظلّ اللّه

07:32

چهارشنبه 13 بهمن 1395
«اتفاقا هر چی باشی معذب کننده نیستی، چون به شکل غریبی روراستی، روراست منظورم این نیس که دروغ نمیگی، منظورم اینه که همه چیزو میگی»
کوریون , ظلّ اللّه

07:31

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
وقفه
کوریون , سک

07:30

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
تو میتونی ایستاده واسم کف بزنی، یا میتونی نشسته بزنی زیر چهارپایه ام، در هر صورت چیزی که عوض نمیشه، ذهنیت من راجع به تماشاگرهاست
کوریون , جماهیر

07:29

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
پهلَوی چشم هایش را، ژاله هم سرنگون نمی کرد
کوریون , پاژ