histats.com

08:53

جمعه 16 تیر 1396
و من متاسفانه هنوز هم خوب میدانم که یک شهر فراموش شده، الزاما یک شهر متروکه نیست
کوریون , جماهیر

08:40

یکشنبه 4 تیر 1396
آدم به روزنه محتاج است، حتی برای دیدنِ مهتابی که می داند
کوریون , جماهیر

08:39

یکشنبه 4 تیر 1396
برای آشیانه ای که بر دوش می بردیم، درکِ زیستگاه، عمیقا سانتی مانتال بود
کوریون , جماهیر

08:26

پنج‌شنبه 26 اسفند 1395
دنیا جای یادم نمی رود ها، جای یادم نمی آید هاست
کوریون , جماهیر

08:23

دوشنبه 23 اسفند 1395
گاه جای خالی چیزها از چیزی که جای خودش را خالی گذاشته، تلخ تر است، این راز کوچکی ست که باید فراموش کرد، سیگارش کرد، کشید و بیرون داد، به سرفه افتاد و دور انداخت
کوریون , جماهیر

08:10

سه‌شنبه 10 اسفند 1395
زندگی شباهت خوبی با سیگار دارد، آتش کردن اولش می چسبد و مچاله کردن آخرش، میان این دو هرچه که هست بی حوصلگی ست
کوریون , جماهیر

08:07

جمعه 6 اسفند 1395
چه چیز در دنیا، غم انگیزتر از آن است که دوست داشتن کسی، صرفا به یک احترام ساده بدل شده باشد؟
کوریون , جماهیر

07:55

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تسخیر تمامی قلب دیگری ممکن نیست، و این حقیقت هولناکی ست که عاقبت یک روز، قلب تو را از کار خواهد انداخت
کوریون , جماهیر

07:36

چهارشنبه 13 بهمن 1395
یا هیچ چیزی رو قبول نداشته باشید، یا مطلقا به قبول داشتن چیزی فکر نکنید
کوریون , جماهیر

07:30

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
تو میتونی ایستاده واسم کف بزنی، یا میتونی نشسته بزنی زیر چهارپایه ام، در هر صورت چیزی که عوض نمیشه، ذهنیت من راجع به تماشاگرهاست
کوریون , جماهیر

07:27

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
ما اشتیاقِ کشف یکدیگریم؛ نفرت چیزهایی که از هم می دانیم
کوریون , جماهیر

07:26

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
هیچ وقت نذار حقیقت، داستانتُ خراب کنه
کوریون , جماهیر

07:10

یکشنبه 10 بهمن 1395
بدیهیه که آدم تظاهر کنه به همۀ اون چیزی که نیست و پنهانش کنه بخشی از چیزی رو که هست، متاسفانه همون قدر هم محتمل و بدیهیه که هنوز هم یه عده مدعیِ منزّهِ مفتخر به ذات وجود داشته باشند که حتی درک بدیهیات هم، مستاصلشون کرده باشه
کوریون , جماهیر

07:09

یکشنبه 10 بهمن 1395
مثلا اونایی که میگن اقلا اون جوری باشین که حرفشُ میزنین یا جوری زندگی کنین که تظاهر میکنین بهش، واقعا متوجه نمیشن که خب آدم اگه اونجوری باشه، دیگه چه دلیلی داره که حرف بزنه؟ دیگه چرا باید تظاهر کنه آخه؟ خب پا میشه میره زندگیشُ میکنه بجاش، آدم حرف میزنه، آدم یه وقتایی می نویسه که جورش عوض شه، ناجورش عوض شه، یا دست کم به جور و ناجور خودش شک کنه
کوریون , جماهیر

07:07

یکشنبه 10 بهمن 1395
چیزی که از سر ناچاری و بی هیچ کسی یا صرفا نتیجۀ گروکشیِ عاطفی باشه؛ هیچ ارزشی نداره، بنابراین بدیهیه که من، واسه اعتمادِ آدم ها هیچ ارزشی قائل نباشم
کوریون , جماهیر

07:03

یکشنبه 10 بهمن 1395
بزرگترین اشتباه آدم بغل کردن یه سری از آدم هاست، بزرگترین پشیمونیش هم، بغل نکردن یه سری دیگه از آدم ها
کوریون , جماهیر

06:57

یکشنبه 10 بهمن 1395
گاهی یکی اون قدر رویاست که باید لمسش کنی، باید مطمئن بشی که حقیقت داره، وجود داره، بیرونِ سرته، اما خب اگه بشه لمسش کرد، اونوخ دیگه رویا نیست، می فهمی چی میخوام بگم؟ گاهی فکر میکنم همۀ هر چیزی که تو دنیاست اینجوریه، لمسش رویاتُ ویرون کرده، لمس نکردنش یقینِ دلخوشی هاتُ
کوریون , جماهیر

06:34

شنبه 9 بهمن 1395
عشق آدمُ بی دفاع میکنه، نفرت آدمُ بی دفاع تر
کوریون , جماهیر

06:33

شنبه 9 بهمن 1395
خوبی دو تا آدمی که هر لحظه ممکنه بزنن زیر میز، اینه که هیچ وقت نمی پذیرن که دور یه میز بشینن
کوریون , جماهیر

06:20

پنج‌شنبه 7 بهمن 1395
کدام یک پیش تر دانسته بود، ابلیس یا انسان؟
کوریون , جماهیر

06:13

پنج‌شنبه 7 بهمن 1395
می‌شه به یه آدم تا ابد فرصت داد، البته اگه شانس دیگه ای‌ غیر از این نداشته باشی‌
کوریون , جماهیر

05:51

چهارشنبه 6 بهمن 1395
عشق، سایۀ لرزان پیرمرد فانوس به دست بود
کوریون , جماهیر

05:49

چهارشنبه 6 بهمن 1395
منطق، صرفا مهمترین احساس آدم هاست
کوریون , جماهیر

05:41

چهارشنبه 6 بهمن 1395
من حق دارم فکر کنم که هر آدمی حق دارد گاهی برای همه ی آدم ها، دلتنگ باشد
کوریون , جماهیر

05:39

چهارشنبه 6 بهمن 1395
هنوز را همیشه داریم، همیشه را هنوز نداریم
کوریون , جماهیر

05:17

شنبه 2 بهمن 1395
البته خب عموما این جوریه که من نسبت به مسائل عمومی یا امور جاری یا امور سفت شده یا مراحل پشت پرده یا پشت پردۀ مراحل اعلام موضع نمیکنم و خیلی دایورت از نگاه خودم و خیلی کول از نگاه عشّاقم و خیلی تخمی از نگاه دیگران ازش رد میشم اما خب اونقدر این جمله هه طولانی شد که یادم رفت چی می خواستم بگم، بله، قرار بود اینُ بگم که اولا قلبا متاثر شدم چون من فکر میکنم قلبا متاثر شدن تنها کاریه که از قلب من بر میاد، در ثانی بنده به همین فرمونی که دستمه، تا حالا تهش دو تا یا شاید هم چهارتا سلفی گرفتم از خودم که تو آخریش شبیه عنکبوت مرده افتاده بودم و یجوری شاک کرد منُ که بعد از اون بمحض آنباکس کردن گوشی لنزشُ ماژیکی میکنم و این از من، دیگه این که بندرت پیش اومده برم جایی که خوش منظره باشه و دستم به دوربین بره که چیزی ثبت کرده باشم و کیف دنیایی که مال چشم های فانی منه رو عوضش کرده باشم با قاب بندی و سه پایه مگر در موارد حاد و اضطرار که منظره شامل منظره باشه و تو که می دونی دارم از چی حرف میزنم و اون هم تهش بشه دو بار و نه چهار بار و این از من، دیگه تر این که خیلی بدیهیه که من حوصله ام از جایی که همه دارن توش با هم حرف میزنن خیلی زودتر سر میره و این میتونه مهمونی باشه یا حموم عمومی یا اینستاگرام و این از من، اما! یه منش کانالیزه ای رو دارم بوضوح در سرکوب و ضدارزش سازی از سلفی بگیرها و ثبت کننده ها و تماشاگرها و بوقچی ها می بینم که نگرانم میکنه و تو که میدونی منظورم اون گلۀ گر و این آفتِ علوفه نیست و تو که سگِ گوش بریده می فهمی و باز هم قاتی بازی هایی و خطابم میکنی و جواب می خوای و من هم می پیچونمت و بذار که ادامه اش ندم و این از من!
کوریون , جماهیر

05:03

یکشنبه 26 دی 1395
احمق بودن چیز خیلی خوبی ست، بهر حال این که آدم یک چیزی باشد احتمالا از این که مطلقا هیچ چیزی نباشد خیلی بهتر است، در عین حال گرچه احمق بودن می تواند کمی بهتر از هیچ چیزی نبودن باشد، اما ابدا برای چیز خوبی بودن کافی نیست، آدم حتی اگر یک چیز بدِ درست و حسابی هم باشد، به راحتی می تواند از این که هیچ چیزی نباشد خیلی بهتر باشد و خب دوباره مجبورم تاکید کنم که این بهتر بودن چیزها، لزوما معادل خوب بودن چیزها نیست، در واقع خیلی از ما احمق ها هیچ وقت به این نتیجه نمی رسیم که خوب احتمالا این است که آدم فقط کمی احمق تر از چیزی نبودن باشد، در واقع وقتی پای حماقت در میان است، هیچ چیزی نمی تواند بهتر باشد، آدم گاهی نمی فهمد، آدم گاهی ناچار می شود، دقیقا ناچار می شود که خودِ چیزی نبودن باشد
کوریون , جماهیر

04:55

جمعه 24 دی 1395
فرشتۀ نجات و نیمۀ گمشده و شوالیه های کفش تک سایز بدستِ قصه هاتونُ بذارین کنار، بیفتین دنبال برّه ها اگه گرگ نیستین، دست از سر قناری ها وردارین اگه اون همه سلّاخین؛ که اونطوری دریده نشین، که اینطوری زار نزنین
کوریون , جماهیر

04:53

پنج‌شنبه 23 دی 1395
خویش باش و خویشی نکن
کوریون , جماهیر

04:47

جمعه 17 دی 1395
عاشق دو بار می میرد، آنگاه که می فهمد دوستش دارد، آنگاه که می داند باید برود
کوریون , جماهیر

04:07

سه‌شنبه 9 آذر 1395
هر کسی یک جور احمق است، این قاعده ای ست که ما احمق ها، سرانجام کشف خواهیم کرد
کوریون , جماهیر

03:46

چهارشنبه 19 آبان 1395
خیلی خوشکل است که آدم هی با خودش راه می رود و هی از خودش شرمنده می شود و هی این گاه های شرمندگی اش را بر می دارد و با خودش این ور و آن طرف می برد و هی به این و هی به آن هم نشانش می دهد و آخرش هم مثل تمام کارهای دیگرش، از راه رفتنش از نشان دادنش از شکل شرمندگی های خودش هم شرمنده می شود
کوریون , جماهیر

03:31

چهارشنبه 5 آبان 1395
جریمه را هرچه بیشتر بنویسی، بیشتر از سرمشق دورت می کند
کوریون , جماهیر

03:22

چهارشنبه 28 مهر 1395
گیرِ کار همین جاست؛ مرزی که درست یا نادرست، آدم میذاره بین خودش و دیگری؛ بین خودش و دیگران، این دقیقا و مطلقا همون کاریه که تمام آدم های دیگه هم میکنن، اون هم صرفا چون گاهی فراموش میکنیم که مرز خوب شمرده شده و بد شمرده شده؛ تا چه اندازه باریکه؛ چقدر کمرنگه، فارغ از این گیرِ کار؛ تهش اون آرامشِ ته دل آدمه، بد کردم به کسی؟ شاید، تعمدا بد کردم به کسی؟ هرگز، این هرگز؛ آرامش میده به آدم، این که بپذیری حتی توی خوب، تویی که بد نبودی؛ ممکنه رنجونده باشی، اما هرگز تعمدی نبوده باشه توش، این بی عمدی رو نگه دار، خصوصا واسه روزهایی مثل امروز، که دلت از عمدِ آدما میگیره
کوریون , جماهیر

03:03

شنبه 17 مهر 1395
آرامش عین الکله، عین حشیش، عین مرگ؛ فرق داره واکنش آدم ها بهش؛ یکی قهقهه میزنه، یکی کز میکنه، یکی گریه، بدبخت تر از همه اونیه که بیقرار میشه؛ از قراری که باید بگیره
کوریون , جماهیر