histats.com

08:08

یکشنبه 8 اسفند 1395
خندیده بود، خداحافظی کرده بود، چشم هایش برق می زد، ماتیکش برق می زد، دندان هایش برق می زد، آدم ها وقتی به اختیار خودشان خداحافظی می کنند می درخشند، این را وقتی تو هم داشتی می رفتی دیده بودم؛ می درخشیدی، کلمۀ بهتری پیدا نمی کنم، کلمه های بهتری که پیدا کرده بودم مضحک شده بودند؛ یگانه بودی، زلال بودی، می درخشیدی.. این آخری از همه افتضاح تر بود، احمقانه ست، حماقت از این بزرگ تر وجود ندارد که آدم، با کسی که روزگارش را سیاه کرده، مثل آفتاب سر ظهر حرف بزند
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:53

چهارشنبه 13 بهمن 1395
وسوسه ات را تن می کنم، به خیابان می دوم، می ایستم، بغض می کنم، تمام شهر؛ تو را پوشیده
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:45

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تو میتونی بروفن خوبی باشی، اما لطفا سعی نکن، نقش سفالکسینُ برام بازی کنی!
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:40

چهارشنبه 13 بهمن 1395
تاراج کن مرا، دکمه به دکمه
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

07:25

سه‌شنبه 12 بهمن 1395
نساز! از کاه دل مترسک ها، کوه نساز
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

06:59

یکشنبه 10 بهمن 1395
لبخند زنان ساق از لجن می کشید و گل می کرد، آه از بهاری که کشته بودم برای او
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

06:54

یکشنبه 10 بهمن 1395
من مهرۀ پیاده ام، تهش تو بازی هم اگه باشم، واسه اون خونه آخریه ست که جاش یه وزیری رخی چیزی گیرشون میاد، یا نه، ساده تر از این هاست، گاهی حتی اون خونه آخریه هم مهم نیست، پیاده نفس عمیقه، واسه وقتی که میگن فدای سرم، اقلا رخم هنوز تو بازیه، حتی اگه خودشون ندونند، حتی اگه خودشون نفهمند
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

06:53

یکشنبه 10 بهمن 1395
تا دلم گرم می شود، مثل برف توی دلم آب می شود
کوریون , خط یک به سمت کهریزک

06:52

یکشنبه 10 بهمن 1395
تو خورشید زمستانی، هستی، اما گرم نمی کنی
کوریون , خط یک به سمت کهریزک