histats.com

08:38

شنبه 3 تیر 1396
دلم لک زده واسه نارنج های شهرک، واسه کلاغ های لعنتیش، واسه این که فقط یه بار دیگه اون قدر تنهایی واسه خودم راه برم که کفشم، پشت پاهامُ بزنه
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

07:21

دوشنبه 11 بهمن 1395
جانم تصدّق خنده هات، اونی که تفاوتِ خیسی پشت پلک و نم زیر پلکُ ندونه، هیچ وقت زندگی نکرده
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

04:35

سه‌شنبه 7 دی 1395
سلام جانم عمرم نورِ دیده ام، چه میکنی این همه وقت؟ بچه ها، ماری چطور است؟ آقا فرمودند کلاه از سر آ بردار، به دختر روی تخت بگو، آبسلانگ ها را تف کند، حقیقت امر، من که هیچ ملتفت نشدم؛ کفِ دست نوشتم، تلفنخانه قیامت است، شش شب پشت هم سیل زده؛ بند نمی آید، نفت تمام شده، برق نداریم، دکل افتاده، پل با آب رفته، ولوله ای شده، خدا خودش رحم کند، دیشب آخر الامر، به مادرتان می گفتم که اگر شد.. الو.. الو؟
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

02:36

پنج‌شنبه 1 مهر 1395
شیرجه میره با سر، با ماهی بر میگرده، میاره میندازه کنار پاهام، که فرو رفته تو شن؛ تو ته موندۀ صدف ها، صید پاییز غمگینم میکنه، دوسشون ندارم ماهیگیرها رو، نصف میکنه نارنجی خورشیدُ؛ لبۀ تیز قایق هاشون، خط میندازه تورهاشون رو موج، پرنده ها تور نمیفهمن، پرنده ها عاشق دریان، آلفردو؛ عاشق پرنده ها
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

02:28

یکشنبه 21 شهریور 1395
آه تن سردم! تصدق صدایتان بشوم، خواب بودم، نشنیدم، برنداشتم، خدا بخواهد بهار که برگشتید شرحِ فرهان می دهم، استکان می خریم با هم، می رویم پشت نیزار، لبِ آب اگر بشود، راستی نشد بگویمت، خبر شدم آخر الامر نقلیه آمد، دیشب جنازه ها را برد، گذاشته و گذشته هاشان را برد، به تورنتو بگو من نیز شنیدم، مغموم شدم، چاره اما چیست، چه می شود کرد در این برزخ آه؟ حائلِ دست ساز، حائلِ اشرف است، حرف زیاد دارم اما، خدا ولیعهد را نگه دارد
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

00:18

پنج‌شنبه 30 اردیبهشت 1395
عصرها، خط رنج مورچه ها را پاک میکنم و گمان می کنم که همیشه، به خانه رفتن، از به خانه برگشتن، غمگین تر است
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

00:09

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395
برای ماهی ها تنگ می خرم، می برم زیر بازارچه، حوصلۀ آه کشیدن ندارم این روزها
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار

00:01

یکشنبه 2 اسفند 1394
احتمالا از همین نقطه شروع می کنم، از تای آستین، جوراب ها را از تای پاشنه و هر چه را هم که تا نمی خورد، مچاله اش می کنم توی چمدان کوچک پنج عصر
کوریون , آلفردو، مرغ ماهی خوار